امروز سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۴:۲۳

جهان به ‌شدت تحت‌فشار قرار دارد و ماهیت این فشار نیز کاملاًمنحصربه‌فرد است. فشاری که شیوع ویروس کرونا بر جهان تحمیل کرده، فارغ از ماهیت بیولوژیکی‌اش، آن‌قدر خاص است که موجب شده همه دستگاه‌ها در همه کشورها خود را برای مقابله با بحران بسیج کنند. اما این بسیج عمومی قرار است تا کی ادامه داشته باشد؟

به‌ طور کلی در حال حاضر در اکثر کشورها سه نظام در جریان مبارزه با ویروس کرونا فعال هستند: نظام بهداشتی، نظام اقتصادی و نظاماجتماعی. کنترل کردن این نظام‌ها و گاهی اوقات کنترل شدن از سوی آنها،بر روی ‌هم، ساختاری سیاسی را شکل می‌دهد. اما به نظر میرسد وظیفه تعریف بحران به نظام بهداشتی واگذار شده است و تنها هدف نظام بهداشتی از ارائه تعریف بحران محدود کردن شیوع ویروس و کاهش نرخ مرگ ‌و میر است. درعین حال همین سیستم بهداشتی هیچ درمانی برای این ویروس ارائه نکرده است. ساخت واکسن نیز حداقل یک سال و نیم زمان خواهد برد و در این حین داروی خاصی هم برای درمان این ویروس ارائه نشده است. نظام بهداشتی در همه کشورها نیازهای خود را دارد که مهم‌ترینشان تجهیزاتی چون دستگاه‌های تنفس مصنوعی، ماسک و کیت‌های تشخیص هستند و اتفاقاً تامین این تجهیزات فشار زیادی را بر نظام‌های اقتصادی و سیاسی وارد کرده است.

در حال حاضر نظام‌‌های بهداشتی همه کشورها می‌گویند بهترین عامل پیشگیری از شیوع ویروس نه بهداشتی، بلکه اجتماعی است. بیماری در ابتدا از طریق روابط انسانی منتقل میشود بنابراین تأکید نظام بهداشتی بر این است که افراد روابطشان با یکدیگر را محدود کنند. به نظر میرسد که این راه‌حل، حداقل تاکنون، مؤثرترین و قابل‌ اعتمادترین استراتژی مبارزه با ویروس است.

اما این استراتژی تأثیر بلادرنگ و شدیدی بر نظام اقتصادی میگذارد. به دیگر سخن، بهترین راه‌حلی که نظام بهداشتی ارائه کرده است نه‌ تنها بهداشتی نیست بلکه اجتماعی است و این راه‌حل اجتماعی موجب بروز هرج‌ و مرجی عظیم در نظام اقتصادی خواهد شد. چرا که نظام اقتصادی در اکثر حوزه‌هایش نمیتواند با در نظر گرفتن دوری گزینی اجتماعی تحرک داشته باشد. دوری گزینی اجتماعی از تحرک اقتصادی میکاهد و به رکود منجر می‌شود. خطر دوری‌گزینی اجتماعی، در همه ابعاد خود، ‌تنها به رکود بی‌درنگ نظام اقتصادی محدود نمی‌‌شود بلکه می‌تواند موجب نابودی سیستماتیک این نظام شود.

ما در حال حاضر در مرحله‌ای هستیم که نخستین نگرانی نظام اجتماعی مبتلانشدن به ویروس و نجات از آن در صورت ابتلا است. اقدام حداکثری‌ای که در حال حاضر اجرا می‌شود از سوی اکثر کشورها پذیرفته‌شده است. اما واقعیت این است که این اقدام حداکثری نمی‌تواند برای درازمدت ادامه یابد. منظور از درازمدت، مدت‌ زمانی است که نظام بهداشتی نیاز دارد تا بتواند راه‌حلی برای مشکل بیابد. اقدامات کوتاه ‌مدت نظیر به تعویق انداختن پرداخت اقساط وام‌های بانکی ممکن است برای مدتی به مردم کمک کند که نگران ایزولهشدن یا بیکاری خود نباشند اما در نهایت در برهه‌ای از زمان باعث برون بحران اقتصادی خواهد شد.

وانگهی، ایزولهکردن در ماهیت خود یک‌راه حل کوتاه‌مدت است چراکه انسان یک حیوان اجتماعی است. ساخت نظامی که در آن هر فرد تهدیدی بالقوه برای دیگری محسوب می‌شود، اثرات بسیار خطرناکی به همراه خواهد داشت. حتی اگر فرض کنیم که افراد مبتلا در خانه‌هایشان محبوس بوده و هم خودشان و هم دیگران احساس خوبی داشته باشند، باز هم درآن‌سوی ماجرا نوعی شورش و ترس درونی در ایام ایزوله شدن شکل خواهد گرفت. چرا در این ایام، درک افراد از خطر تغییر خواهد کرد. ممکن است افراد به خطر افسرده شدن در آپارتمان‌های کوچک بی‌اندیشند و درنهایت به این فکر کنند که این خطر آن‌قدر ارزشش را دارد که آن را با خطر مواجهه رودررو با ویروس مقایسه کنند. اگر افراد به این نقطه از درک برسند ممکن است همه قوانین ایزوله کردن و قرنطینه را زیر پا بگذارند. بیایید به این نکته مهم و در عین ‌حال دهشتناک فکر کنیم که خطر شکستن قرنطینه و رودرروشدن با ویروس تنها در صورتی غیرمنطقی است که خطر ابتلا به ویروس موقتی باشد. اما اگر قرار باشد خطر ابتلا به ویروس همیشگی به نظر برسد، آنگاه سلامت روانی، آسایش و حظ روحی و یافتن شغل و کسب درآمد برای افراد از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد شد.

نتیجه درازمدت راه‌حل نظام بهداشتی و آسیبی که به اقتصاد وارد می‌آید می‌تواند به رکودی بیانجامد که دولت‌ها و جوامع، هیچ یک، نتوانند با آن کنار بیایند. از سوی دیگر اگر نتیجه کوتاه‌مدت این راه‌حل کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی تولید ناخالص ملی باشد، آنگاه باید گفت که نتیجه درازمدت این راه‌حل میتواند نابودی بسیاری از جنبه‌های نظام اقتصادی جهان باشد. کوتاه‌ سخن اینکه که تنها راه‌حل ارائه‌شده از سوی نظام بهداشتی در مواجهه با یک رخداد غیرمنتظره موجب شده نظام اقتصادی به بحران کشیده شود و درنهایت این نظام سیاسی است که مجبور است این بحران اقتصادی را حل‌وفصل کند و درنتیجه خود نیز دچار بحران خواهد شد. این دو بحران (بحران اقتصادی و بحران سیاسی) در کنار هم درنهایت منجر به فروپاشی نظام قرنطینه شده و نارضایتی اجتماعی گسترده‌ای را به دنبال خواهد داشت. در نتیجه در گام بعدی دولت‌ها و کشورها باید منتظر بی‌ثباتی سیاسی و کاشته شدن بذر بی‌اعتمادی به نهادها، مؤسسات و انجیاو های اجتماعی باشند. چرا که تأکید این نهادها بر دوریگزینی اجتماعی نه ‌تنها مشکل ویروس را به ‌طور کامل حل نکرد بلکه موجب فروپاشی اقتصاد خانواده‌ها نیز شد. البته در کوتاه‌مدت می‌توان این تبعات را مدیریت کرد اما اگر قرار باشد دوریگزینی اجتماعی برای دراز مدت ادامه یابد، هماهنگی و کنترل تبعات آن دشوارتر خواهد شد.

خلاصه‌تر اینکه موضوع مهم در حال حاضر زمان است. نظام بهداشتی برای ساخت واکسن به زمان نیاز دارد. نظام اقتصادی نمی‌تواند در درازمدت دوریگزینی اجتماعی را بدون تبعات تحمل کند. نظام اجتماعی نیز نمی‌تواند در درازمدت از استرس و فشار ناشی از ترکیبی از ایزوله شدن و ترس از فقر بگریزد. در نتیجه استرس و فشار مثل بهمن عمل خواهد کرد. البته در چنین شرایطی نمی‌توان هیچکسی را  سرزنش کرد چون اساساً راه‌حل دیگری وجود ندارد.

در ابتدا راه‌حل را نظام بهداشتی ارائه کرده و حالا هم همان نظام بهداشتی است که باید راه‌حل ارائه کند. آیا امکانش هست که دوری گزینی اجتماعی را به‌گونه‌ای کم کرد و در عین ‌حال جان انسان‌ها هم به خطر نیافتد؟ این سؤالی است که تنها نظام بهداشتی باید به آن پاسخ بدهد. البته پاسخ به این سؤال باید با در نظر گرفتن یک امر بدیهی انجام شود و آن اینکه شیوع این ویروس آسیب‌‌هایی وارد می‌آورد و مبارزه با آن ‌هم آسیبهایی.

در حال حاضر مشکل تنها ویروس نیست. بلکه مسئله مهم‌تر ناتوانی جامعه جهانی در مبارزه با آن بدون متحمل‌ شدن هزینه‌های اقتصادی و نارضایتی‌های اجتماعی است.

اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد شهروند
چندرسانه‌ای
پربازدیدترین مطالب این هفته
آخرین مطالب