امروز جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۴۵
آخرین اخبار

«جنگلوک» یک « چادران» دیگر است. اگر چادرانی‌ها حاشیه‌نشین بندرکنارک هستند؛ جنگلوکی‌ها نیز حاشیه‌نشین چابهار هستند. اینها چند دهه است که در همین زمین‌ها در خانه‌های کپری زندگی کرده اند و با تمام دشواری‌ها، جنگلوک را خانه خود می‌دانند. حتا اگر در محقرترین خانه‌های چوبی دنیا زندگی کنند.

همه داستان این است که زمین هایی که چهل تا پنجاه سال قبل، در ناکجاآبادترین بخش شهر قرار داشته، الان نقاط طلایی شهر است. قیمت پیدا کرده و حکم طلا دارد. حالا چرا باید در این زمین جواهرخیز خانواده‌های فقیر زندگی کنند؛ پیدا کنید پرتقال فروش را.

جنگلوک در زبان بلوچی یعنی جنگل کوچک. وقتی اهالی جنگلوک حدود چهل تا پنجاه سال قبل به این منطقه می‌آیند، لابه لای درختان محلی تو در تو برای خودشان کپرهایی از چوب می‌سازند. خانه‌هایی که نسل در نسل در آن زندگی کرده‌اند. شوهر کرده‌اند، زن گرفته‌اند، بچه‌های زیاد آورده‌اند و جنگلوک را بزرگ و بزرگ‌تر کرده‌اند. نسل در نسل زیاد و زیادتر شده‌اند. زمان‌هایی به قانونی بودن خانه زندگیشان هم فکر کرده اند. شهرداری رفته‌اند. فرماندار و مقام های دیگر را دیده‌اند؛ بی آنکه نتیجه‌ای گرفته باشند. چرا؟ چون زمین‌هایی که زمانی بی‌ارزش و در جایی پرت بوده‌اند، اکنون با توسعه و بزرگ‌شدن شهر به مناطقی گران قیمت تبدیل شده‌اند. یعنی درست نقاط طلایی هستند. و دور از عقل و اصول حساب و کتاب است که جایی که می‌شود از آن پول پارو کرد، در اختیار مشتی مردم کپرنشین باشد. پس برای همین تمام پیشینه چهار تا پنج دهه زندگی در جنگلوک آتش می‌گیرد و دود می‌شود.

جنگلوکی‌ها کجا باید بروند. معلوم نیست. با کدام پول؟ کسی نمی‌داند. «فقط می گویند بلند شوید بروید. خب کجا برویم؟ با کدام پول برویم؟ چه کنیم؟ سکوت می‌کنند. خب اشکالی ندارد. ما هم سکوت می‌کنیم و همین جا می‌مانیم.»